پشت در نشینی تنها
21 بازدید
تاریخ ارائه : 3/22/2014 8:59:00 PM
موضوع: امامت و مهدویت

پشت در نشینی تنها

من نمی دانم چرا تنها پشت در نشسته ای زهرا! گل یاس هستی! چرا پرپر گشته­ ای؟

زهرا جان! دیروز بدریون را صدا میزدی، اُحدیُّون را فرا میخواندی. ذالفقار علی را خیره خیره به نظاره نشسته بودی. بازوان شُل شده، یا لبه تیز شمشیر عدالت علی کُند شده بود. علی را مأمور به صبر می دیدی، قرآن ناطق آیات صبر را تفسیر مینمود وتو...

محدثه هستی، صبرش بسر رسید، می گوید:

 علی جان! اگر نبودی ودر بستر پیامبر نمی خوابیدی اسلام عزیز در همان محیط مکه دفن می شد. احکام کاملترین دین هستی پابرجا نمی شد. علی جان! امروز اگر مأمور به صبر گشتی، اول مظلوم عالم ریسمان به گردن شدی، من زهرایم. نسل ابراهیم بت شکن، عصای موسی در دستم، دم مسیحایی دارم، خون مصطفی در رگ هایم می جوشد، دین احمدی دارم، اگر نیایم وپرپر نشوم ولایت علوی آرام وقرارم را سلب می نماید. من گل یاس پیامبرم، غنچه تازه شکفته باغ امامتم، من برای امامت مولایم علی پا به عرصه هستی گذاشتم، من اهل این وادی نبودم، من دُردانه آفرینش هستم. آن زهرای که آسمانیان به آن غبطه میخورند، باید در رکاب شوهر ومقتدایش علی، پرپر گردد.

من نور آدم ورمز سجود خلیفه الله می باشم. هستی عالم زبرکت وجود من است. من فاطمه هستم. تنها، پشت درب خانه امامت نشسته ام تا مولایم حفظ گردد. من پرپر شدم تا بوستان امامت پُر ثمر باقی بماند. من پشت در ماندم، ودر میان آن درودیوار محسنم را دادم تا حسن وحسین من در رکاب بابایشان علی باشند، حسنم به زهر جفا شهید شود وحسین من در کربلا وکربلا نقطه پرگار آفریینش باشد. لایوم کیومک یا اباعبدالله! من تنها نشین پشت در، زهرای پیامبر هستم...          علی تقوی دهکلانی