«نفس خویش را بهتر بشناسیم»
37 بازدید
تاریخ ارائه : 3/22/2014 9:10:00 PM
موضوع: علوم تربیتی

«نفس خویش را بهتر بشناسیم»

يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ*ارْجِعي‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلي‏ في‏ عِبادي*وَ ادْخُلي‏ جَنَّتي‏*[1]

«تنها قرآن نيست كه اصالت روح را در آيات متعدد خود تأييد كرده است. در حد تواتر، در كتب حديث و دعا و نهج‏البلاغه‏ از جانب رسول اكرم و ائمه اطهار اين مطلب تأييد شده است. حقيقت اين است كه انكار روح يك انديشه كثيف مُتِعَفِّن غربى است كه از حسِّى‏گرايى و ماديگرايى غربى، سرچشمه مى‏گيرد».[2] قرآن میفرماید: روح انسان، از سه گونه نفس تشكيل شده است: نفس مطمئنِّه: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة».[3] نفسي است آگاه و بصير. نفس لوَّامه: «وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَة».[4] نفسی است ملامتگر. نفس اَمَّاره: «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي».[5] نفس وسوسه­ گر به بدي ویا فرمانده وامرکننده ­ای بزرگ، برای انجام زشتی­ها، پلیدی­ها ونافرمانی­ها. نفس مطمئنِّه عالي­ترين نفس، بعدش نفس «لوّاماله» یا نفسي نيكو ودر مرحله سوم؛ «نفس امّاره» میباشد که نفسي است شرور، بايد مهارش كرد که با مهار شدنش، بهشت جایگاه انسان میشود. زیرا این وعده  قرآن است: «وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى‏ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى»‏.[6] پس باید از خدا ترسید، نفس را صبور ساخت واز پیامدهای پیروی از نفس، هراسان بود. ما، در صورتی رشد می­کنیم وبسوی کمال می­رویم که نفس خویش را پاکیزه سازیم. پس تمام مراحل زندگی ما، باید برای انسانیّت­مان، سکّوی پرش، جایگاهی برای تعالی، بالا رفتن ورستگاری باشد؛ زیرا انسان بیهوده خلق نشده است وقطعاً درروزقیامت برای حساب­رسی به محضر پروردگار عالم برمیگردد. «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّماخَلَقْناكُمْ عَبَثاًوَ­أَنَّكُمْ إِلَيْنا لاتُرْجَعُونَ».[7] وقتی انسان نفس(روح) خویش را پیراسته ساخت، رشد میکند و در این زمان است که، مورد مدح وثنای پروردگار خویش قرار میگیرد: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها».[8] امَّا انسانی  كه خودش را آلوده می­سازد وبه تربیت نفس خویش وپرورش روح خویش روی نمی­آورد وخود را با هوسبازي، جاه طلبي، رقابتهای دنیوی وخودكامگي­ها می­سنجد. بدون هیچ هنری خود را برمردم تحمیل میکند؛ فقط بخاطر اینکه عقده درونی وکم بود شخصیّت فردی دارد. در درون، خود را کوچک می بیند. طوری میخواهد این خلاء را در وجود خود پُر نماید. با تحمیل ساختن خود بر مردم وخودکامگی، احساس میکند به مردم دستور میدهد. به نظرات کسی توجّه نمیکند؛ حتّی تا جایی که حرام خدا را توجیه میکند وإی بسا، آنرا حلال میکند. برای گناهان خود وجه ی شرعی درست میکند. حتّی با نیّت کارهای فرهنگی ودینی هم این آسیب را به خود، دین واجتماع میزند. چنین انسانی بتعبیر قرآن، نفس مطمئنِّه خویش  را، ذلیل می­گرداند. «وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها».[9] «یعنی آن كس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است». لذا چنین شخصی به بالا نمی­رود، در مقام قُرب الهی جایگاهی ندارد. مقامات عصمت، علیهم­السلام هم، طالب حضور انفاس خبیثه نیستند. زیرا آن پاکان خود انفاس طیِّبه دارند وخلیفه خدا در زمینند؛ چگونه هم نشینان خود را، از میان انسان­های ضعیف­النفس انتخاب می­نمایند. رابطه­ای باید بین ظرف ومظروف باشد. اگر ظرفی کوچک باشد، مظروف زیاد با حجم کمّی وکیفی چگونه در ظرف کوچ جای می­گیرد. ظرف باید قابلیّت برای پذیرش مظروف را ایجاد نماید. واین قابلیّت ایجاد شدنی است. همه انبیاء برای ایجاد این ظرفیّت در ظرف وجودی ما انسانها آمدند. سطحی نگری ماها، دلیل بر عدم شناخت ظرفیّت وجودی خودمان است. اگر خواهان هم نشینی با آن پاکان هستیم، باید ظرفیّت بالا برود. باید ظرف وجودی ما ترقّی پیدا نماید. در روایات داریم هفته ای دوبار نامه اعمال ما بدست با کفایت قطب عالم امکان امام عصر روحی له الفدا می رسد. لذا باید به جایگاه خود ونسبت به شناخت نفس خویش بی­اعتنا نباشیم. خود را، به انفاس طیّبه نزدیکتر نماییم. اینکه بشر جایزالخطاء میباشد، شکی در آن وجود ندارد. انسان بعد از گناه هم میتواند به بالا پرواز کند پرّان گردد حتّی از ملک هم بالاتر برود. توبه دری بسوی پرَّان شدن انسان است. مهم این است که نفس خویش را بشناسد اسرار برگناه وسرکشی های نفس سرکش را، کنار بگذار وتابع نفس امّاره خویش نشود. تا باعمل به دستورات دین ومجاهدتهای فراوان، دارای نفس مطمئنّه گردد.  

قم. علی تقویدهکلانی


. سوره فجر، آیات30تا27.[1]

. مجموعه آثار شهید مطهری، ج2، ص517.[2]

. سوره فجر، آیه27[3]

. سوره قیامت، آیه2[4]

. سوره یوسف، آیه53.[5]

. سوره النازعات، آیه40.[6]

. سوره مومنون، آیه115.[7]

. سوره شمس، آیه9.[8]

. سوره شمس آیه10.[9]