«برداشت وهابیّت، از بعثت»
68 بازدید
تاریخ ارائه : 6/1/2014 7:01:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

بسمه تعالی

علی تقوی دهکلانی

مقدمه:

آنچه که از فرهنگ لغات، اصطلاحات وواژگان قرآنی، فراهیدی، ج2، ص112، راغب اصفهانی، ج1، ص132 ومصطفوی، ج1، ص296. بدست می‌آید. واژه «بعثت» از ریشه (ب  ع  ث) در اصل به معنای ارسال، برانگیختن یا روانه کردن می‌باشد. در این مقاله کوتاه، (با استناد از آیات الهی) بصورت کوتاه هدف بعثت انبیاء، بیان میشود وبصورت اجمالی فهم «فرقه وهابیّت» از بعثت را متذکر میشود. در این مقاله کوتاه، قصد بر این است تا اعتقادات «وهابیّت» که داعیه خادم الحرمینی دارند، بیان گردد. نتیجه گیری نهایی با خوانندگان فرهیخته است. هرچند اینگونه مقالات، با این سبک نوشتاری، شاید ارزش علمی چندانی نداشته باشد؛ امّا خوانندگان فهیم‌تر از آنند که بشود وصف نمود؛ سعی شده سبک نوشتارخسته کننده نباشد تا خوانندگان احساس ملالت نکنند.

اصلی‌ترین هدف بعثت یا فرستادن انبیاء‌ ووجود نازنین خاتم الانبیا علیهم السلام، بندگی انسان برای رب العالمین است؛ زیرا خداوند در آیه5 سوره ذاریات، چنین می‌فرماید:‌ «وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» عبادت برای آن خدایی که: «هُوَالْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ»است. (الحديد/3)  هم چنین طبق بیان آیه59 سوره اعراف «لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللَّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ». «همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم. پس به آنان گفت، خدا را عبادت کنید، شما را جز او خدایی نیست». وآیه 65 سوره اعراف که می‌فرماید: «وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ» «و برای قوم عاد، برادرشان هود را فرستادیم. او گفت: ای قوم! خدا را عبادت کنید، شما را جز او خدایی نیست». در کوتاه‌ترین عبارت، میشود بیان نمود که: «هدف اصلی بعثت پیامبران، عبادت وپرستش خدای متعال است».

فرقه‌ای که الآن بنام «وهابیت» شناخته می‌شود برگرفته از نام «محمدبن عبدالوهاب» ‌می‌باشد. چون خودش، هم نام رسول بزرگوار اسلام بوده است وبرای ضربه زدن به کاملترین دین آفرینش، افکار شومی در سر داشت و این جاسوس انگلیس، حسّاسیت آن را در بین مسلمین می‌دانست؛ لذا به دستور اربابشان، «فرقه ضالّه» را بنام پدر خود نامگذاری نمود. او احیاکننده یک سرى نظرات و اعتقادات خُرافی است که با ریشه یابی، می‌شود در مذاهب حنبلى - که منسوب به احمدبن حنبل از ائمه اربعه اهل سنّت است- آن را جستجو کرد. البته که این افکار پلید، قبلا توسط افرادى مانند «ابن تمیمه و شاگردش ابن قیم جوزى و ابن عبدالهادى» از علماى حنبلى قرن هفتم، مقداری پیاز داغش را زیاد کردند، بذر پاشی کردند وافکار خرافی جوانه زد ومقداری باور شد. اما چون افکار موهن، مخالفت‌های فاحشی با احکام مُسلّم اسلام داشت. علمای امت اسلام وجمهور مسلمانان، از این عقاید شیطانی اعراض نمودند. ابن تمیمه و شاگردانش تحت تعقیب حاکمان وقت قرار گرفتند و حکم ارتداد آنها از سوى علماى مذاهب مختلف صادر شد و موقتاً با دستگیرى ابن تمیمه و زندانی شدنش وسپس مرگ او، این بذرپاشی متوقف شد. امّا در قرن دوازدهم، بوسیله «محمد بن عبدالوهاب» امکانی دوباره یافت. در حال حاضر هرچه از جنایات وهابیّت موجود است حاصل افکار پلید این تاریخچه ننگین است که به اختصار گذشت.

جایگاه وهابیّت در حال حاضر:

در این قسمت سخنم، باید اشاره داشته باشم که اگر اشاره ننمایم، بسیار جفا به اسلام ومسلمین وخوانندگان محترم نمودم وآن اینکه: بوی تعَفُّنِ ناشی از پوسیدگی شالوده وهابیّت، نه تنها از شبه جزیره عربستان؛ بلکه از سایر ممالک جهان پهناور به مشام می‌رسد. دیگر به یاری پروردگار، این مکتب غلط و جعلی استکبار، رو به زوال ونابودی نهاده وآخرین نفس‌های شوم خود را میکشد. این مکتب خون آشام بداند: اسلام ناب محمدی زنده است ومکتبهای کثیف انحرافی مُرده‌ وساخته دست کثیف­ترین انسانهای روی زمین هستند. مُروِّج اسلام ناب محمدی، مکتب پاک تشیّع است واسلام عزیز به قلم وبیان روحانیّت اصیل اسلام ترویج داده می‌شود. در اینجا به کودک‌کُشان تکفیری وحامیان پلیدشان نهیب می‌زنم که: پرستیدن فقط وفقط مختص ذات اقدس حضرت حق است وهمه انبیاء واولیاء الهی وسیله رسیدن به خدا هستند. بوسیدن قبور پیامبر واهلبیت پاکش که قرآن وصفشان نمود، هیچگونه شرکی نیست. شرک وهابیّت پلید، بانیان، مروِّجان، حامیان ودوستان آنان هستند. در اسلام، بنده خدا باید خود را بشناسد، خدای خود را بشناسد ودر مسیر بندگی خدا قرار گیرد ودر طول زندگی، رابطه عبد با معبود را حفظ کند. «هيچ شكى نيست در اينكه روح و مغز عبادت بنده، عبارت است از همان بندگى درونى او، و حالاتى كه در قلب نسبت به معبود دارد كه اگر آن نباشد، عبادتش روح نداشته و اصلاً عبادت بشمار نمى‏رود وليكن در عين حال اين توجه قلبى بايد به صورتى مجسم شود و خلاصه عبادت در كمالش و ثبات و استقرار تحققش، محتاج به اين است كه در قالبى و ريختى ممثل گردد».(ترجمه الميزان، ج‏1، ص507). کجایی چنین عبادتی در جوار بیتُ‌الرحمه، روضه رضوان الهی، مسجدالنبی، محل نزول جبراییل امین، مدینه خاطرات علی وزهرای آفرینش شرک است؟!. آن پیامبری که مبعوث شده است تا انسانها را بسوی خدا دعوت نماید ودر مسیر کمال رهنمون سازد، آیا تکلیفی، غیر از عبادتی که خدا در قرآن امر فرموده، از انسان خواسته است؟. پس ابتدایی ترین مطلبی که درباره وهابیّت خرافه پرست، باید گفت این است که: آنها نه اسلام را فهمیدند ونه قرآن را وبه پیامبر خاتم وهیچ پیامبر دیگری اعتقادی ندارند. وهابیّت زاده انگلیس است وبرای نابودی اسلام در مقابل اسلام، دستورات جعلی اسلام را در میان بشریّت ترویج می‌دهد. وهابیّت برای انسانیّت ارزش قائل نیست. آنها مسلمانان را آلت دست استکبار میدانند وبرای اسلام عزیز هیچ جایگاهی قائل نیستند.

چند سئوال:

الف: مگر خدا در قرآن به انسان «بما هو انسان» اکرام نکرده است؟ مگر نفرموده است:

«وَلَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ وَحَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَفَضَّلْناهُمْ عَلى‏ كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلاً»

«ما آدميزادگان را گرامى داشتيم و آنها را در خشكى و دريا، (بر مركبهاى راهوار) حمل كرديم و از انواع روزيهاى پاكيزه به آنان روزى داديم و آنها را بر بسيارى از موجوداتى كه خلق كرده‏ ايم، برترى بخشيديم».‏ (الإسراء/70)

 ب: آیا وهابیّت در برخورد با اسلام ومسلمین، مخصوصاً شیعیان امیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع) به دستورات اسلام عزیز عمل می‌کنند یا اسلام صوری را وسیله ضربه زدن به اسلام ناب محمدی قرار دادند وخود عامل استکبارند؟

ج: اگر خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنينَ وَلكِنَّ الْمُنافِقينَ لايَعْلَمُونَ» «در حالى كه عزّت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است ولى منافقان نمى‏دانند!» (اسراء/8)

کجایی برخورد وهابیّت با مسلمانان برخورد اسلامی است ووهابیّت حال حاضر برای انسانیّت عزّت قائل است. عزّت مومنین بماند، چه جنایاتی را این فرقه گمراه، علیه مسلمین مرتکب نمی‌شود؟.

د: «فَلُّوجه» عراق، وهابیّت چکار میکند؟

ه: این همه عملیاتهای انتحاری وکشتن زنان وکودکان مردم فقیر، بی‌گناه وبی‌دفاع در کجای دین آمده است.

و: جُرم زنان وکودکان سوریه چه بوده است که باید تاوان نسل کشی وهابیّت را بدهند؟

ز: چرا پولهای نفت ومالیات مردم مظلوم عربستان، هزینه کودک کُشی مردم سوریه میشود.

ح: کجای قرآن آمده است که باید مسلمانان را بکشید؟ نه کشتن معمولی؛ بلکه قتلهای دسته جمعی در جلوی دیدگان مردم روستا، در کنار پدر ومادر، بچه‌ها را سر ببُرّند.

آیا این منطق اسلام است؟. اسلامی که وهابیّت معنا می‌کند، اسلام آمریکایی است؛ نه اسلام ناب محمدی!. وهابی مسلمان نیست؛ منافق است و«إِنَّ الْمُنافِقينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصيراً» «منافقان در پايين‏ترين دركات دوزخ قرار دارند و هرگز ياورى براى آنها نخواهى يافت! (بنا بر اين، از طرح دوستى با دشمنان خدا، كه نشانه نفاق است، بپرهيزيد!)» (النساء/145).

عبادت در اعتقاد وهابیّت:

در بالا بیان شد: «پرستیدن فقط وفقط مختص ذات اقدس حضرت حق است وهمه انبیاء واولیاء الهی وسیله رسیدن به خدا هستند». در بعضی آیات، عبادت خدا، به عنوان هدف اصلی بعثت همه انبیاء ذکرگردیده است. امّا همه دنیا شاهد است که وهابیّت عبادت را چگونه معنا میکند. کدام فرقه اهل تسنن اصیل، با فرقه وهابیّت همخوانی دارد؟ کدام وهابی را دیده‌اید که عابد وزاهد باشد وبرای پیشرفت اسلام ومسلمین ارام وقرار نداشته باشد؟.

چند سئوال در مورد عبادت از وهابیّت:

1-آیا دعاکردن به درگاه خالق بی‌نیاز، عبادت محسوب نمی‌شود؟

2- آیا خداوند متعال بندگان خود را امر به دعا ننموده است؟

 3- مگر خداوند متعال در قرآن سوره غافر آیه60 نفرموده است: «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونىِ أَسْتَجِبْ لَكمُ‏ْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبرُِونَ عَنْ عِبَادَتىِ سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِين». «پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانيد تا (دعاى) شما را بپذيرم! كسانى كه از عبادت من تكبّر مى‏ورزند به زودى با ذلّت وارد دوزخ مى‏شوند!»

4- آیا این آیه‌ شریفه‌ای که ذکر میشود، بیانگر حقیقت دعا در پیشگاه خداوند متعال نیست؟

5- آیا دعا، خواستن حاجت از محضر خالق بی‌نیاز نمیباشد؟

6- وهابیّت این آیه شریفه قرآن را، چگونه معنا میکند و از لفظ دعا در آیه شریفه چه می‌فهمد؟

7- آیا اگر مسلمانی، طبق این آیه شریفه به درگاه خالق هستی بخش، دعا کند کافر ومشرک است؟ آیه چنین میفرماید: «قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزاماً»«بگو: پروردگارم براى شما ارجى قائل نيست اگر دعاى شما نباشد شما (آيات خدا و پيامبران را) تكذيب كرديد، و (اين عمل) دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد!» (فُرقان/77). پس چرا درمکتب «وهابی» هیچ مسلمانی حق دعا خواندن وتوسّل قراردادن پیامبرواهلبیت پاکش را ندارد واگر توسّل کند، مشرک خوانده میشود.

تذکره:

آیاتی که بیان میکنند، پرستیدن فقط مختص ذات خداوند است، آدرس آنها را در این قسمت بیان میکنیم. آیاتی مانند:۲۱ بقره/ ۳۶ نساء/۷۲ مائده/ ۵۰، ۶۱ ، ۸۴ هود/ ۳۶ نحل/ ۷۷ حج/۲۳، ۳۲ مؤمنون/ ۴۵ نمل/۱۶،۳۶ عنکبوت.

دینداری وهابیّت:

وهابیّت ادّعای دینداری میکند. اولین مطلبی که از دینداری آنان باید سئوال شود این است که: آنان با چه رویی میتوانند اثبات نمایند که ما حامی پیامبر خاتم هستیم، دین احمدی را شناختیم ونسبت به دستورات این دین، آگاهی کامل داریم واقامه عدل و قسط را در جامعه بشری بعهده میگیریم؟ هدفی که مقدمه هدف اصلی پیامبران بیان شده است، عبارتند از: «برپایی قسط وعدل در جامعه بشری». «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» «ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب (آسمانى) و ميزان (شناسايى حقّ از باطل و قوانين عادلانه) نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند». (حدید/25) ویا در سوره مبارکه شوری آیه 15 می‌فرماید: «وَقُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ‌اللَّهُ مِن کِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ». «و بگو: «به هر كتابى كه خدا نازل كرده ايمان آورده‏ام و مأمورم در ميان شما عدالت كنم». در آیه 29 سوره مبارکه اعراف همین مضمون بیان شده است. کجای دینداری وهابیّت بویی از قسط وعدل بر مشام می‌رسد که هر مسلمی را که از دستورات‌شان سرپیچی کند، مجوس، مشرک و... می‌خوانند؟.

این نکته را باید نوشت وهابیّت هیچ ارتباطی با علمای اهل سنّت ندارد. ما با سنّی بما هو سنّی، مشکل نداریم. آنها برادران ما هستند وما نسبت به علمای اهل سنّت احترام قائل هستیم. مناظرات علمای اهل سنّت وعلمای وارسته شیعه به وفور موجود است که خوانندگان محترم را به آن کتابها ارجاع میدهیم.

چند سئوال از دینداری ودین‌شناسی وهابیّت:

1- آیا دینی که وهابیّت آن را شناخته وبه دنبال ترویج آن است وهمه را به غیر خود کافر میداند، همان دینی نیست که  حمایت از کودک کُشی غزّه را در کارنامه خود دارد؟

2- آیا این وهابیّت مدعی اسلام، همان وهابیّت حامی مالی وروحیه بخشی سربازان جلاّد اسراییل نیست که زن وبچه مردم غزّه را بی هیچ گناهی در خانه خود به خاک وخون کشیدند؟

3-  آیا این است معنا ومفهوم قسط وعدلی که خدا پیامبران را مأمور به اجرای آن کرده است؟

4-  آیا عدالت قرآن واسلام را وهابیّت معنا نمود وبه آن عمل نموده است؟

5- اینکه انسان را در خانه خود به شدیدترین وضع ممکن بکشی وخانه وکاشانه شان را ویران نمایی، این عدالت اسلام است وبوسیدن قبر پیامبر رأفت ورحمت، شرک است؟

نمونه‌ای بارزِ، یک کج فهمی وهابیّت از اسلام:

نویسنده حقیر در مقابل قبر نورانی «خُلق عظیم خلقت»، سلامی به حضرت ختمی مرتبت، عرض نمودم ودر مقابل آن باب الله الاعظم، فخر کائنات وعُصاره خلقت، دعایی به پیشگاه رب العالمین عرضه داشتم. برای عاقبت بخیری خود و دوستانم وپیروزی اسلام ومسلمین از خداوند متعال عرض حاجت نمودم. «مُبَلِّغ وهابی» رو به من کرده و گفت: «أعُوذُ بالله من الشرک والضلال وأعُوذُ بالله من الشیاطین الانس والجن».

سئوال: آیا هیچ دعا کننده‌ای در آن جایگاه بی‌بدیل خلقت، برخلاف این آیه قرآن عمل میکند که میفرماید:

«ياأَيُّهَاالَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوااللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَجاهِدُوا في‏‌سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ». «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيله‏اى براى تقرب به او بجوئيد! و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد!». (مائده/35). آیا دعا به درگاه حضرت رب العالمین در محضر اشرف الانبیاء شرک است؛ آیا توسّل به ساحت مقدس نبی الله الاعظم عمل شیطان است؛ امّا پول دادن به عبدالمالک ریگی برای کشتن مسلمین، قسط وعدل است که آنان از اسلام فهمیدند وبه آن عمل میکنند؟. پس اسلام وهابیّت، اسلام آمریکایی است. نه اسلام ناب محمدی. وهابیّت خود دست نشانده انگلیس ملعون است. اسلام خُرافی را، وسیله وپلی برای برچیدن احکام نورانی اسلام ناب قرار دادند وبرای اینکار از پول ممالک اسلامی بهره میبرند. هدف نابودی اسلام وبرده قراردادن وگرفتن حق توحُّش از مسلمانان است. از آنجایی که مطالعه در فضای مجازی، توسّط لب تاپ ویا مانیتور، ملال آور میباشد؛ خوانندگان محترم را، بیش از این مزاحمت نمیشود وبحث طولانی وشیرین هدف بعثت انبیاء در قرآن را به فرصتهای بعدی واگذار می‌کنیم.

کلام پایانی:

در پایان باید متذکّر ‌شد: چه واقعه بعثت‌ وچه کلمه مبعث در فرهنگ‌ مسلمانان‌ بسیار با ارزش است. چون ناگفته پیداست در نزد مسلمانان، بعثت‌ نقطه آغاز اسلام محمّدی است‌، همان اسلامی که اولین منادی آن پیامبر خاتم حضرت محمدبن عبدالله است واولین لبیک گوینده او، آقا امیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع). این دین در سالهای اول، پیروان کمی داشت وبا سختی‌های فراوان، اینک در تمام دنیا ترویج شده است. «هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» (صف/9). بعثت نقطه شروع یک تحوُّلى‌ بسیار بزرگ است که در تاریخ بوقوع خواهد پیوست؛ زیرا ادامه بعثت حضرت ختمی مرتبت در قرآن چنین رقم خورده است : «وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِالذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ» (انبیاء/105) نتیجه بعثت، حضور دولت حضرت اباصالح المهدی خواهد بود. ظهور مهدی(عج)، وعده خدا در قرآن است وخدا از وعده خویش تخلف نمیکند. در میان اقوال نقل شده از تاریخ مبعث پیامبر خاتم، شیعه تاریخ دوشنبه‌ 27 رجب سال‌ چهلم‌ عام‌ الفیل، بیستمین‌ سال‌ حكومت‌ خسرو پرویز بر ایران‌ را پذیرفته است واین قول، طبق نقل مورِّخان به صواب نزدیک تراست. لفظ بعثت عام است وشامل بعثت همه انبیا می‌شود امّا آنچه عَلَم شده است وبا شنیدن روز مبعث به ذهن تبادر می‌کند بعثت خاتم الانبیا است وآن بخاطر اینکه او خاتم انبیا است واسلام آخرین دین آسمانی وکاملترین دین هستی است وسروکار اذهان مسلمین با مبعث خاتم می‌باشد.

منابع:

الف: قرآن به خط عثمان طه، ترجمه حضرت استاد آیت الله العظمی مکارم شیرازی

ب: تفسیر المیزان مباحث دعا وعبادت وبعثت انبیاء